شعر (8)
من با يقين كافر، جهان با شك مسلمان
با اين حساب اهل جهنم فرق دارند.
"فاضل نظري"
اين نردبان،
تا كجا
تا چند پله
به آسمانِ چندم نميرسد؟
من از كدام راه،
نه! كورراه
ميگذرم از "من"
از " تو" نه.
اين هميشه رفتن
هيچ وقت نرسيدن،
تا كجايِ ناكجا
راه مي برد.
اين جغدهايِ تازه نفس،
در گلويِ كدامِ ما
هيچكدامِ ما!
همسرايي مي كنند؟
بوسهات را
از دهانِ متعفنِ
كدام روسپي
بالا ميآوري؟
نشاني بهشتِ بي نشانات
كجاست؟
من، مومن به كفرم
تو، كافرِِِ تسليمت
در جهنمِ كدام يقين مي سوزيم؟
اصلن كجايِ جهنمات
ظرفيت اينهمه معصوميت
را دارد؟
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 11:1 توسط نسترن وثوقی
|