شعر جهان 5 (ترجمه)
شعر زنان آمریکا
شعر دیگری از "لیزا زران"

"تو کوه هستی"
در انتهای تخت
نشسته ای
بی صدا مثل بالش
پرت شده بر روی اثاث
گاهی تماشایت می کنم
هنگامی که نمی دانی، نگاهت می کنم
و می بینمت که چه کسی هستی
تو یک مرد خود ساخته ای
رنج کشیده. تو سنگ خاکستری و زمین مرطوبی.
یک شکاف طویل بر آسمان رنگ پریده
تلویزیون روی شبکه CNN تنظیم شده است
تراژدی جهان در سرتاسر صورتت
شبیه بعضی فیلم های خارجی، چشمک می زند.
تو یک چهره ی نا گویایی
حرکات عادی تو برای بذله گویی سخت جان کنده اند.
چگونه خودت را
برای مردمی که نمی شناسندت، تشریح می کنی
چگونه خودت را برای آنها توضیح می دهی؟
من اینم. من این نیستم.
اگرچه واژه های زیادی انتخاب کنی
به هر مفهومی با
هرکدام از صفاتی که استفاده کنی،
نمی تواند تشبیه کند.
حتا خودت را توصیف کنی
خودت نخواهی بود
نه کاملن.
دستانت بهم گره خورده اند
راکد بر لبه ی لباست
دستهایت را می خوانم
تا وقتی که با خطوطش انس بگیرم
شبیه یک کلاه مطلوب
سکوت را به راحتی در بر می گیری
گاهی نمی توانم کمکی بکنم
اما در شگفتم درباره ی چه چیزهایی حرف خواهیم زد
اگر همواره از چیزهایی که سخن می گوییم، خسته شویم.
تو خمیده ای
من در آن پناه می گیرم. استقامت وام می گیرم.
تو خورشید سرخی هستی
که از پشت کوه بالا می آیی
تو کوه هستی.
لیزا زران
ترجمه: نسترن وثوقی
You Are The Mountain by Lisa Zaran
At one end of the couch
you sit, mute as a pillow
tossed onto the upholstery.
I watch you sometimes
when you don't know I'm watching
and I see you. Who you are.
You are a self made man.
Hard suffering. You are grey
stone and damp earth.
A long scar on a pale sky.
The television is tuned to CNN.
The world's tragedies flicker
across your face like some
foreign film.
You are expressionless.
Your usual gestures ground to salt.
How do you explain yourself
to people that do not know you?
How do you explain to them,
this is me; that is not me.
However many words you choose
in whatever context with
whichever adjectives you use
could not compare.
Even you describing you
would not be you.
Not totally.
Your hands are folded
together, resting in your lap.
I study those hands until
every groove becomes familiar.
Like a favorite hat,
you wear your silence
comfortably.
I sometimes can not help
but wonder what we will
talk about if we ever
run out of things to say.
You are the curve
I burrow into. The strength
I borrow. You are the red sun
rising over the mountain.
You are the mountain.
