با درد بساز، چون دواي تو منم

در كس منگر كه آشناي تو منم

 

گر كشته شدي، مگو كه من كشته شدم

شكرانه بده كه خون‌بهای تو منم*

 

 

حکایتی از فیه مافیه

حکایت می‌آورند که حق تعالی می‌فرماید که ای بنده‌ی من، حاجت تو را در حالت دعا و ناله زود برآوردمی، اما در اجابت جهت آن تاخیر می‌افتد تا بسیار بنالی که آواز و ناله‌ی تو مرا خوش می‌آید. مثلن دو گدا بر در شخصی آمدند؛ یکی مطلوب و محبوب است و آن دیگر عظیم مبغوض است. خداوند خانه گوید به غلام که زود، بی‌تاخیر، به آن مبغوض پاره نان بده تا از در ما زود آواره شود؛ و آن دیگر را که محبوب است وعده دهد که هنوز نان نپخته‌اند،صبر کن تا نان برسد!

 

پی‌نوشت: این یعنی که من فعلن شدیدن تا اطلاع ثانوی به مولوی گیر داده‌ام!

*مولوی (دیوان شمس)