دل جایِ تو شد و گرنه پُر خون کُنمش

در دیده توئی و گرنه جیحون کُنمش

امیدِ وصالِ توست جان را ورنه

از تَن به هزار حیله بیرون کُنمش

 

ابوالسعید ابوالخیر

 

 

نگرانِ آغوشِ خالی‌ام نباش
که با یک بغلِ خاطره پُر می‌شود!
نگرانِ تنهایی تخت‌خوابِ تک نفره‌ی من هم نباش،
گنجایشِ تمامِ تنهایی‌‌های رویِ زمین را دارد
چه برسد به تنهاییِ کوچکِ من!

نسترن وثوقی

 

پی‌نوشت 1 :دل گیرِ دل‌گیرم، مرا مگذار و مگذر / از غصه می‌میرم مرا مگذار و مگذر! تصنیف را از این جا دانلود کنید.

پی‌نوشت 2 : تمنایِ وصالم نیست عشقِ من مگیر از من/ به دردت خو گرفتم نیستم دربندِ درمانت!/ شهریار

پی‌نوشت 3 : عاشق شهریورم! دوست داشتنی‌ترین وقتِ سال است. هوا دارد سرد می‌شود، دارم می‌خزم تویِ خودم.  یادش بخیر پارسال این‌موقع چقدر امید داشتم. تازه دفاع کرده بودم و فکر می‌کردم قرار است کلی کار انجام دهم. پاییزش از تمامِ سال‌ها رنگی‌تر بود. ولی حالا؟ یک رنگ بیشتر نمی‌بینم. ولی باز هم شکر! اوضاع می‌توانست بدتر از این‌ها هم باشد.

پی‌نوشت 4 : عشق، یک سینه و هفتاد و دو سر می‌خواهد/ بچه بازی‌ست مگر؟ عشق جگر می‌خواهد!

پی‌نوشت 5: عنوانِ پست از صائب تبریزی

پی‌نوشت 6 : دیشب یک جمله‌ای توی فیس بوک خواندم که هر چه سرچ کردم؛ نتوانستم نویسنده‌اش را بیابم، نوشته بود: وقتی زنی دیوانه‌وار با تو بحث می‌کند، خوشحال باش؛ وقتی زن سکوت می‌کند، نشانه‌ی پایان توست!  واقعن؟