خوش به حال‌تون که می‌رین روضه، جاتون وسطِ بهشته! ما که دنیامون شده آخرتِ یزید! ما رو کی ببره روضه؟ اصلن منو چه به روضه؟... گریه‌کن ندارم، و گرنه خودم مصیبتم!... دلم کربلاس...

قسمتی از دیالوگ بهروز وثوقی در فیلم سوته‌دلان

 

 

دروغ‌هایَت خیلی راستَند،

آن‌قدر  که به  راست‌هایَت مشکوک می‌شوم!

به هر دوربینی که می‌رسم،

لبخند می‌زنم،

می‌دانم عکس‌هایم را می‌بینی!

این لبخندها  ساختگی نیستند،

خودم ساختگی‌ام...

قبول می‌کنم

 دروغی بیش نیستم،

ولی نه آن‌قدر بزرگ

که تو هم باورم نکنی!

از روشنایِ ذهنم

به تو فکر می‌کنم

و باز تاریک می‌شوم!

نگاهم را دنبال نکن،

به جایی نمی‌رسی

به هر کس نگاه کنم،

باز به تو فکر می‌کنم،

به تو فکر می‌کنم

به ‌تو فکر می‌کنم...

 

نسترن وثوقی

 

پی‌نوشت 1: عنوان پست از مرتضی امیری اسفندقه 

پی‌نوشت 2: مشکل از سبکِ عراقی و خراسانی نیست/ همه با قافیه‌ی عشق مصیبت دارند!/؟

پی‌نوشت ۳ : این زخمِ سجده نیست به پیشانی‌ام رفیق/ جای ِدری‌ست بسته به معنایِ واقعی.../حسین جنتی

پی‌نوشت ۴: مردِ مصاف در همه جا یافت می‌شود/ در هیچ عرصه مردِ تحمل ندیده‌ام/ صائب تبریزی

پی‌نوشت۵ : آه ای بیابانِ بی پایان/وقتی که دست در گردنِ این تنهایی غریب می‌اندازم/ دلم حتا برایِ دشمنانم تنگ می‌شود!/ گروس عبدالملکیان