نه تو گفته‌ای که سعدی نبرد زِ دستِ من جان

سر و جانِ من فدایت چو تو می‌کُشی نمیرم!

 

سعدی

 

 

نمی‌خوام بهت دل‌داری بدم

می‌دونم رنجی که ازش می‌گی، چیزی نیست

که با حرف بتونم شعله‌ای از آتیشش کم کنم.

اما فقط یه چیز بگم

این رنج اصیله

این رنج روحِ تو رو بالا می‌کشه

تو رو بزرگ می‌کنه

روحِ تو وسیع می‌کنه

قدرِ این رنج رو بدون

حتا اگه مخاطبی که براش رنج می‌کشی ارزشش رو نداشته باشه

با تمامي وجود عاشقی کن

سعی نکن خودِ تو محدود کنی و الکی سعی کنی فراموشش کنی یا خودت رو به اون راه بزنی

با تمامِ وجود در فراقش درد بکش

فکر کن خیلی هم آدم خوبی بوده و ارزشِ رنج کشیدن در فراقش رو داره

تو باید تمامِ مناسکِ عاشقی رو رعایت کنی

تو باید سنگِ تموم بذاری

مهم نیست که این وسط کی کم می‌ذاره

مهم اینه که اون کس تو نباشی

از تو باید خاطره‌ی یه عاشقِ کامل و صادق به جا بمونه

خوش به حالت که عاشقی

کلی بهت حسودیم می‌شه

یه زمانی تجربه‌اش کردم

حسِ دیوانه‌وارِ ستودنی‌ایه

به‌نظرِ من غیر از کسانی که عاشقی می‌کنن این بقیه هستند که دارن عمرشون رو تلف می‌کنن

کسانی که دارن زندگی عادی و مسخره و تکراری‌شونو با جدیت دنبال می‌کنن

کسانی که بلد نیستند دیوونه بشن

کسانی که اگه شعری می‌گن شعرِ مناسبتیه نه شعرِ از سَرِ جنون

کسانی که اگه کادو می‌خرن باید براش مناسبت داشته باشن

کسانی که اگه لبخندی می‌زنن، صد تا براش برنامه دارن

کسانی که بی‌خودی گریه نمی‌کنن

کسانی که درد نمی‌کشن

کسانی که احساسات رقیق ندارن

دیر یا زود تو هم به این آدما خواهی پیوست و از موهبتِ عشق فاصله خواهی گرفت

اما تا وقتی عاشق هستی از لحظه به لحظه‌‌اش استفاده کن

نسترن

عشق ریاضی نیست

عشق دقیقن ضد ریاضی و ضدِ عقله

عشق، لامصب خودش معجزه‌آفرینه

تو عاشقی رو رعایت کن

به معجزه ایمان داشته باش

بذاز عشق تورو به خدا نزدیک‌تر کنه

از خدا معجزه بخواه...

 

اینا حرف‌هایِ یه شاعر خوبه، اولین کسی بود که به من نگفت مازوخیست! روانی! مگه تو زندگیت چی کم داری؟ ازش ممنونم نه بخاطر این‌که تاییدم کرد! فقط بخاطر این‌که  تاکید کرد عشق با عدد و رقم سر کار نداره! معامله نیست!

می‌دونم  خیلی تو به‌روز کردن این‌جا کوتاهی می‌کنم، ولی واقعن گرفتارم...  گاهی اوقات آرزو می‌کنم که یک شبانه‌روز، بیشتر از 24 ساعت باشه که من بتونم یه ذره بیشتر بخوابم یا این‌که کارام ناتموم نمونه!

 

 

 

(1)

بهار می‌‌آید که گلی به سرِ طبیعت بزند

اما تو فقط بیا!

 

(2)

نه از سرم می‌فتی

نه از چشمم می‌افتی

کجایِ دلم نشسته‌ای

که جایَت این‌قدر امن است؟

 

(3)

از سردی نگاهت نمی‌لرزم

من همیشه از زیرِ صفر شروع کرده‌ام!

 

نسترن وثوقی

 

پی‌نوشت: هَلْ جَزَاء الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ؟  / قرآن- سوره نحل ـ آیه 60