رفتند رفیقان دلِ صد پاره ببردند

کردند رها دامنِ صد پاره‌ی ما را!

امیر خسرو دهلوی

 

 

(1)

هربار که شعر تازه‌ای می‌گویم

واژه‌ها را بو می‌کشم

نکند عطرِ تنت

از کلمه‌ها پریده باشد!

 

(2)

آلزایمر

می‌تواند بهترین بیماری جهان باشد،

تا هر ثانیه یادم نیفتد

که  نیستی!

 

نسترن وثوقی

 

پی‌نوشت 1: تمنایِ دلم کردی و دادم/ بفرما گر تمنایِ دگر هست!؟!/ امیر خسرو دهلوی

پی‌نو.شت 2: شاید دیگر/ باز ماندن دری/ یا روشن گذاشتنِ چراغی/ مرا به بازگشتن نخواند!/ علی‌رضا لبش

پی‌نوشت 3: خطا کردی به قولِ دشمنان گوش/ که عهدِ دوستان کردی فراموش!/ سعدی

پی‌نوشت 4:   من از جهانِ بی‌تقاوتی رنگ‌ها و حرف‌ها و صداها می‌آیم/ و این جهان به لانه‌ی ماران مانند است/ و این جهان پر از صدایِ حرکتِ پایِ مردمیست/ که هم‌چنان که ترا می‌بوسند/ در ذهنِ خود طنابِ دارِ ترا می‌بافند!/ فروغ فرخ‌زاد

پی‌نوشت 5:  نمی‌دانم چه دردی‌ست وقتی کلِ پنج‌شنبه و جمعه‌ات در کنارِ بهترین دوستانت به خیر می‌گذرد، و باز هم در نهایت در اوج خستگی تا می‌آیی کپه‌ی مرگت را بگذاری، به نقطه‌ی نامعلوم خیره می‌شوی و چنان بغض می‌کنی که انگار دارند سربِ داغ تویِ گلویت می‌‌ریزند.

پی‌نوشت 6:  دامن‌کشان، ساقیِ می‌خواران از کنارِ یاران مست و گیسو افشان می‌گریزد/ در جامِ می از شرنگِ دوری و ز غمِ مهجوری چونِ شرابِ جوشان مِی بریزد/ دارم قلبی لرزانِ به رهش دیده شد نگران...

پی‌نوشت 7: گاهی احساس می‌کنم جایِ تک تک این کلمه‌ها در شعرهایِ من نفس می‌کشی...

پی‌نوشت 8: کاش من هم یک نشانی  داشتم مثلِ تو که این‌جا را داری!

پی‌نوشت 9: هر زبانِ تازه‌ای را که یاد می‌گیرم، احساس می‌کنم که هیچ حرف تازه‌ای غیر از تو ندارم! انگار تمامِ لغت‌نامه‌ها به نامِ تو اکتفا کرده باشند... مثلِ همین زبان فرانسه که بی‌دلیل دوستش دارم با این‌که سخت است با این‌که کند پیش می‌روم ولی استادش را خیلی دوست دارم! یا همین زبان ترکی که استادش آدم را یاد معلم‌های اخلاق می‌اندازد!

پی‌نوشت 10: عنوان پست از مولوی

پی‌نوشت 11: آن شراب مگر چند ساله بود؟