ما مُرده ایم ! گولِ نفَس را نخور رفیق..
بیچاره آدمی! بیدار آن گه شود که ببود آنچه بودنی است! پند آنگه پذیرد که به او رسد هر چه رسیدنی است! نمیداند که هر کشت رْستنی است، و هر چه رْست درودنی است!
کشفالاسرار
اصرار میکنی
قلب داری!
و من چگونه به تو بفهمانم
که قلب هیچکس
را نمیتوانی تویِ قفسهی سینهاش پیدا کنی!
باید ته چشمهایش را بگردی
یا دستهایش را لمس کنی
بعضیها
قلبشان تویِ دستهایِشان میتپد!
بعضیها
تویِ چشمهایِشان
و عدهای
انگار
قلبِشان را به لبهایِشان دوختهاند
که در هر بوسهای
میتوانی ضربانِ زندگی را
حس کنی!
ولی قلبِ تو
در هیچکدامِ اینها نبود
نه در دستهایت
نه در چشمهایت
نه در لبهایت!
اصرار میکنی
قلب داری
و من چگونه به تو بفهمانم
آنچیزی که دکترها
از آن عکس میگیرند
قلب نیست!
و درست به همین دلیل است
هیچ ناراحتی قلبی
با عمل جراحی خوب نمیشود!
اصرار میکنی
قلب داری
و نمیدانی
هنوز آن قدر دیوانه هستم
که همینگونه دوستت داشته باشم...
نسترن وثوقی
پینوشت 1: مست شد خواست که ساغر شکند، عهد شکست/ فرقِ پیمانه و پیمان زِ کجا داند مست؟/ ابوالحسن ورزی
پینوشت 2: به بوسیدنِ هم مشغولند پروانهها/ به بوسیدنِ هم مورچهها/ به بوسیدن/ مگسها/ما بوسهها را کنار گذاشتیم/ و با لبها/ شعرهایِ عاشقانه گفتیم/ کاری که/ به کارِ حشرات هم نمیآید!/ امیررضا سید حسینی
پینوشت 3: هر چه بسیار شود، خار شود!/ کلیات شمس
پینوشت 4: همه چیز را سیاه کردهام/ جرموی/ که سپید!/ سید رضا علوی
پینوشت 5: وقتِ برگشتن از سفر/ شب بود/ چراغهای شهر از دور/ روشن و خاموش میشدند/ یادِ عشقِ تو افتادم!/ شهین منصوری
پینوشت 6: در قلبِ منی تو/ اکنون که رفتهای/ و از گدازهی آتش/ مثلِ صخرهی چاک خوردهای/ سینهام/ از خون/ لرزان است!/ شمس لنگرودی
پینوشت 7: نامت را در پرانتزی مینویسم/ که ان را برایِ همیشه خواهم بست!/ گروس عبدالملکیان
پینوشت 8: در فکرِ مرورِ منی؟/ تکرار نمیشوم!/ نسترن وثوقی
پینوشت 9: از باد هم سبقت میگیرم/ این پدالِ لعنتی/ عجیب فراموشی میآورد/ هر چه دورتر میروم/ نزدیکتر میشوی/ حالا 160 کیلومتر در ساعت دوستت دارم!/ سینا علیمحمدی/ از جهانیترین تیتر دنیا
پینوشت 10: مرگم باد / اگر دمی کوتاه آیم/ ازتکرارِ این پیش پا افتادهترین سخن که/ دوستت دارم!/ احمد شاملو
پینوشت 11: جفا از سر گرفتی، یاد میدار/ نکردی آنچه گفتی، یاد میدار/ نگفتی تا قیامت با تو جفتم/ کنون با جور جفتی یاد میدار/ مرا بیدار در شبهایِ تاریک/ رها کردی و خفتی، یاد میدار/ فتادی بارها دستت گرفتم/ دگر باره بیفتی، یاد میدار!/ از کلیات شمس
پینوشت 12: صد وعدهی امید به دل دادهام دروغ/ چون من مباد هیچکسی، شرمسارِ خویش!/ صائب تبریزی
پینوشت 13: حیف بُوَد مردنِ بیعاشقی/ گر نفسی داری نفسی بکوش!/ شیخ اجل سعدی
پینوشت 13: تا نسوزد بر نیاید بویِ دود/ پخته داند این سخن با خام نیست!/ایضا سعدی
پینوشت 14: دوستداشتنیترین/ پرندهی دنیا بود هواپیما/ وقتی مرا/ زودتر به تو میرساند!.../ مهدی اشرفی
پینوشت 15: تو در تمامِ عکسهای دسته جمعیِ ما حضور داری!/ چرا عکاس میگوید: حاضر!!/ وقتی غائبی در کار نیست!/ تعجب میکنم/ چرا همه فکر میکنند تو نیستی!/ نسترن وثوقی
پینوشت 15: من خوابِ یک ستارهی روشن دیدهام/ فروغ فرخزاد
پینوشت 16: مگو که پیر شدی، عاشقی نمیزیبد/ شراب چون کهنه شود نشئهای دگر دارد!/ حسن اعتمادی
پینوشت 17: پیاله گیر که انجامِ کار معلوم است.../ نوذر پرنگ
پینوشت 18: عنوانِ پست از حسین جنتی
پینوشت 19: اندوهِ این شبهای بیاندازه با من/ کودک ولی در قالبِ اجبارِ یک زن!/ لیدا تبیانی
پینوشت 20: به تیغم گر زند، دستش نگیرم...