تو به دنيا مي‌آيي

يا دنيا به تو؟

 

 

 

به صراطِ تو مستقيم نيستم!

هي تنهايي‌ام را گز نكن.

 

خونِ دل كه نه

خونِ جگر نه

خون خورده‌ام!

گلاب نه،

گل به رويت

بي‌خود نيست

خودم را

از دهانِ تو

بالا مي‌آورم!

 

 

تو به دنيا مي‌آيي

يا دنيا به تو؟

من به هيچ كدام‌تان!

به خودم، هم نه.

حريفِ تنهايي‌ات نشدم

حريفِ خودت هم،

حريفِ خودم كه مي‌شوم!

 

 

در جداليِ نابرابر

خودم را به تو مي‌بازم،

ترا به خودم!

خودمان را به خاطره‌ي وهم‌ناك زنِ رويايت!