پشتِ این پنجره شب دارد، میلرزد!
پشتِ این پنجره شب دارد، میلرزد
و زمین دارد باز میماند از چرخش
پشت این پنجره یک نامعلوم نگرانِ من و توست!1
شعری از شمس لنگرودی
از مجموعهی "نتهایی برای بلبل چوبی"
حکایتِ بارانی بی امان است
اینگونه که من
دوستت میدارم.
شوریدهوار و پریشان باریدن
بر خزهها و خیزابها
به بیراههها و راهها تاختن
بیتاب، بیقرار
دریایی جستن
و به سنگچینِ باغِ بسته سری نهادن
و تو را بهیاد آوردن
چون خونی در دل
که همواره
فراموش میشود.
حکایت بارانی بیقرار است
اینگونه که من دوستت می دارم!
۱ فروغ فرخزاد
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۸۸ ساعت 0:9 توسط نسترن وثوقی