پشتِ این پنجره شب دارد، می‌لرزد

و زمین دارد باز می‌ماند از چرخش

پشت این پنجره یک نامعلوم نگرانِ من و توست!1

 

 

 

شعری از شمس لنگرودی

از مجموعه‌ی "نت‌هایی برای بلبل چوبی"

 

 

 

حکایتِ بارانی بی امان است

این‌گونه که من

دوستت می‌دارم.

 

شوریده‌وار و پریشان باریدن

بر خزه‌ها و خیزاب‌ها

به بیراهه‌ها و راه‌ها تاختن

 

بی‌تاب، بی‌قرار

دریایی جستن

و به سنگ‌چینِ باغِ بسته سری نهادن

و تو را به‌یاد آوردن

چون خونی در دل

که همواره

فراموش می‌شود.

 

حکایت بارانی بی‌قرار است

این‌گونه که من دوستت می دارم!

 

 



۱ فروغ فرخ‌زاد