با دلِ خونین، لبِ خندان بیاور همچو جام

نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش...

 

چشم جناب حافظ!  امر دیگه ای باشه؟ یه وقت تعارف نکنیدا! ناراحت می شم به خدا!