چقدر اینجا پاییز شده...

با دلِ خونین، لبِ خندان بیاور همچو جام
نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش...
چشم جناب حافظ! امر دیگه ای باشه؟ یه وقت تعارف نکنیدا! ناراحت می شم به خدا!
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 9:23 توسط نسترن وثوقی